درمرحله تکمیلی عملیات کربلای 5 قرارشد تیب قمربنی هاشم (ع ) دوگردان از گردانهای خودرا آماده نماید .یکی گردان "امام سجاد (ع)" ودیگری گردان "یامهدی (عج)".به سرعت نمازمغرب وعشاراخواندیم وودراخرین لحظاتی که آماده حرکت میشدیم یک خمباره   120میلیمتری  برروی یکی ازسنگرها اصابت کردوسه نفراز نیروها به نامهای "هاشمی " "قنبری " والیاس نادری  شهید شدند .(الیاس نادری برادرخانم بنده بود )


روبه قبله ایستادم وازخداوند خواستم مرادراین شب سرنوشت سازیاری کند .فاصله ما بادشمن درحدود هشتصد متر بود .میدان مین را باکسازی کردیم واماده حرکت شدیم .باران نم نم درحال باریدن بود وزمین خیس وگل آلود شده بود به گونه ای که نمیشد راه رفت .بند بوتینهایم را بازکردم تاراحت ترحرکت کنم حوالی ساعت ده شب بود که درگیری بادشمن اغاز شد . دران لحظات سه نفراز رزمندگان همراه من بودند."حاج سید علی احمدی ""حسین شیرزاد " و"عباس کیانی " .که دراین نبرد  حسین شیرزاد به درجه رفیع شهادت نایل امد . دست حاجی سید علی قطع شد و یکی از فرماندهان گروهان بنام "رازق قاسم بورفارسانی " مجروح شد .با گذشت زمان برتعدادمجروحین وشهدا افزوده میشد .اما بااین حال با تمام سرعت توانستیم به اهدافب ازبیش تعیین شده خود  دست بیداکنیم .بلافاصله تمامی مجروحین وشهدای لشکر "14  امام حسین (ع) " را به عقب منتقل کردیم .اولین اولویت ما انتقال مجروحان بود اما درزمان انتقال مجروحین به عقب یکی از ماشینهای حمل مجوح مورد اصابت گلوله توب دشمن قرارگرفت و همه نیروهای داخل خودرو به درجه رفیع شهادت نایل شدند .این اتفاق برای بچه ها بسیار ناگوار بود .دربعد ازظهر همان روز "خط بدافندی " تحویل نیروهای گردان مقدس "یازهرا(س)" به فرماندهی حاجی "حیدری "  شد وبچه هایی ازگردان ما که سالم مانده بودند بوسیله یک دستگاه "تویوتا" درحالی که  به عقب منتقل می شدند بواسطه  واژگون شدن خودرو آنها نیز مجروح شدند .نهایتا تمامی نیروهای گردان همه سواربریک نیسان به عقب برگشتیم .