سرداررشید سپاه اسلام شهید خداکرم رجب پورقهفرخی

جانتشین گردان امام سجاد(ع)

خداکرم رجب پوردرسال 1334درروستای قهفرخ (فرخ شهرکنونی )دریک خانواده مذهبی ومتدین دیده به جهان گشود دوران تحصیل راتامقطع دیپلم درزادگاهش سپری نمود .اوعلاقه عجیبی به علوم اسلامی داشت وازهرفرصتی برای یادگیری آن استفاده میکرد . اودراوزمان اوج گیری های مبارزات مردمی برعلیه حکومت پهلوی ازفعالترین جوانان فرخشهر بود.

 


به سبب علاقه به تدریس شغل آموزگاری راانتخاب کرد تا وسیله ای باشد برای آگاهی بخشیدن به نسلهای جوان . شهیدرجب پوردرکنارتدریس بابرگزاری برنامه های کوهپیمایی برای دانش آموزان موجبات خودسازی و تفریحات سالم رابرای آنهافراهم مینمود.واینگونه فعالیتها موجب شده بود که الفت عمیقی بین اوودانش آموزانش بوجود آید .که نمونه آن زمانی بود که میخواست ازروستای خراجی به نقطه دیگری منتقل گرددومردم آن روستا که به اوعلاقه شدیدی داشتند باتجمع خود خواستارماندن اودرروستا میشوند .

شهیدرجب پور بیست وپنج ساله بود که جنگ آغاز شد .ودرهمان ابتدای جنگ به سمت جبهه ها شتافت .وبا بانشان دادن رشادتهای بزرگی مورد توجه فرماندهان قرارگرفت .سردارجب پوریکی ازسرداران شجاع تیپ سرافراز حضرت قمربنی هاشم (ع) بود که درمیادین نبرد رشادتهای زیادی ازخود نشان داد تا اینکه روح بلند وملکوتی اش درکربلای شلمچه آماده پرواز شد ودرتاریخ 21/10/65درجوارحضرت دوست منزل گرفت یادش گرامی و جاودانه  باد.

سردارشهید خداکرم رجب بور  وبسیجی عارف شهید علیرضا کاووسی

 

.یکی ازهمرزمانش نقل میکند درعملیات کربلای پنج درتاریکی وشلوغی عملیات اوازمن جداشد تااینکه مدتی بعد صدای سرهنگ کیانی راشنیدم که خطاب به من فریاد میزد بیا اینجا رجب پورزخمی شده گفتم آمبولانس بیاید . کمک کن اورابه بیمارستان منتقل کنند .پس ازآمدن آمبولانس درحالی که مشغول انتقال اوبه آمبولانس بودیم گلوله ای  درنزدیک ما منفجرشد وعده ای ازنیروها ازجمله سیدرحیم موسوی مجروح شدند بقیه مجروحان رانیز به آمبولانس سوارکردیم  وآنهارا به اهوازمنتقل کردیم .دربیمارستان شهیدرجب پوررا به اتاق عمل بردند وماکه گمان میکردیم مشکل خاصی برای اوبوجود نیامده به خط برگشتیم پس ازاتمام عملیات زمانی که به مرخصی آمدیم درانجا بود که متوجه شدیم سرداررجب پور به شهادت رسیده است .