سردار شهید رضارحمانی میدان دار عرصه های خطر

 خاطره ای از غلامعلی حیدری

 درعملیات والفجر 8 شهیدرضا  رحمانی شیر جبهه های جنگ به خاطر روحیات وشجاعت خاصی که داشت به عنوان میدان دار انتخاب شد.


یک هفته از عملیات گذشته بود. مهمات به سختی می رسید نیروها خسته وکوفته بودند خودبه خود می افتادند . بی آبی - بی غذایی وخستگی رزمندگان راتحت فشار قرارداده بود. عراقی ها هم اصرارداشتند که قسمت راست فاوراازدست مابگیرند. عقبه هم زیرآتش بودوتدارکات اصلا نمی رسید. صبح تانک هاحمله کردند. ده نفرازبچه هاداوطلب شدندوسراغ این ها رفتند . نتیجه این شد که عراقی ها  تانک هارارها کرده وفرارکردند بچه ها هم تانک ها راآوردند. عراقی ها بدلیل اینکه ترس عجیبی که ازرزمندگان داشتندهیچ موقع شب عملیات نمی کردند. همیشه روز دست به حمله می زدند. مامهماتمان هم تمام شده بود. باسردارشهید محمد علی شاهمرادی تماس گرفتیم. پشت بی سیم هم نمی شد همه چیز راگفت . ممکن بودازطرف عراقی هاخطرساز باشد. رفتیم وتانک های غنیمتی رادیدیم. بچه هاچادرهای تانک ها رامثل لحاف ازشدت سرماکشیده بودند روی خودشان.سردار شهید  شاهمرادی و سردارشهید رحمانی هم آمدند. آنجا عراقی ها هم کم کم ازجناح های  مختلف داشتند نزدیک می شدند. بعضی جاها درگیری  تامرحله تن به تن هم رسیده  بود. اما بانزدیک شدن شب بعثی هاکمی عقب نشستند.ناگهان  صدای تکبیر منحصربه فرد  سردار رضارحمانی بلند  شد . گفتیم:چه خبراست ؟همه دویدیم طرف خاکریز . دیدیم که یک ستون از نیروهای عراقی توانسته اند خودشان رابه خاکریز برسانند وبنادارند یک معبری به عقب خط ماباز کنند .تا بدینوسیله نیروهای احتیاطشان  هم پشت سرشان  بیایند . دراین صورت کار فاو یکسره می شد. سردار شهید رضارحمانی باشجاعت ستون نیروهای  عراقی ها رامورد حمله قرارداد. همه ی عراقی هایی که داخل ستون بودند روی زمین دراز کشیدند واز ترس جرات تکان خوردن نداشتند. همه ی آنها رااسیر کردیم. یک افسرارشد هم داخل اینها بود. باهشیاری سردارشهید رضارحمانی این بارهم  تلاش  دشمن هم شکست خوردو این چنین بود که برگ زرین  دیگری در دفتر سراسر افتخار  تیپ قمربنی هاشم (ع) رقم خورد.

اقتباس از کتاب : آوازپوپوها