سرداررشید سپاه اسلام شهید الیاس ارجمند فرمانده اطلاعات وعملیات

درسال 1339 درروستایی دورافتاده ومحرومی بنام ( دشت پاگرد)منطقه  فلارد ازشهرستان لردگان  درمنطقه ای سرتاسرپوشیده ازجنگلهای بلوط .بنه .کیکم  وارژن و کوههای مرتفع ورودخانه های وحشی کودکی متولد شد که کسی تصورنمیکرد روزی یکی از نا م آورترین  وشجاع ترین فرماندهان جنگ شود .نام اورا الیاس گذاشتند .پدرش لهراسب ازمردمان کوه نشین ی بود که ازراه شکار ودامپروری وکشاورزی درآن منطقه وحشی وخشن نیازهای خانواده خود را تامین میکرد .والیاس درچنین طبیعتی وبا خوی وخصلت ایلیاتی  متولد شد ونخستین گامهای لرزان  خودرا برهنه برروی سنگهای سخت گذاشت . .


 دوران دبستان را در زادگاهش وروستای مجاور (سهل آباد )سپری نمود.کمی که بزرگترشد پا به پای  پدر برای شکار به کوهستانهای مرتفع صعود میکرد.درآبهای خروشان و وحشی رودخانه خرسان وسندگان شنا میکرد وبا همبازیهایش زور آزمایی میکرد . اینگونه بود که  این طبیعت خشن  آرام آرام  اورا برای روزهای سخت آماده کرد .برای ادامه تحصیل دردوره راهنمایی عازم اصفهان شد .وهمزمان باتحصیل بدلیل نیازهای مالی مشغول به کار درشرکت هلی کوپترسازی شد ودرکنار این فعالیتها  به فراگیری ورزشهای رزمی پرداخت وبواسطه بنیه ای قوی وشجاعت ذاتی پیشرفت چشمگیری دراین زمینه نمود . حضوراودراصفهان مصادف شد با تظاهرات مردمی برعلیه رژیم پهلوی والیاس نیز دوشادوش بقیه مردم دراین تظاهراتها شرکت میکرد که دراین راه توسط ماموران دستگیروزندانی شد .درتاریخ 15/4/59به همراه پرویزقنبری وعده ای دیگرازدوستان جهت  گذراندن دوره خدمت سربازی به پادگان لشگرک تهران اعزام شد .زمان زیادی طول نکشید که جنگ آغاز شد .والیاس به همراه دوستش پرویزقنبری به لشکر 28 کردستان درمریوان اعزام شدند .سردارارجمند نخستین تجربه جنگی خود رادرپاکسازی روستای نی ازلوث گروهکهای ضد انقلاب آغازکرد .واین فرصتی بود که دلاوردشت فلارد دستی به آتش ببرد .دراین نبرد اوازناحیه پا دراثر ترکش نارنجک تفنگی مجروح شد واورا اجبارا برای مدتی خانه نشین کرد برای اوکه روحی سرکش وبیقرارداشت این مدت ازسخت ترین ایام زندگی اش بود اما ازیک طرف فرصتی شد برای خوسازی معنوی .پس ازبهبودی عازم دومین ماموریت خودشد که دراین ماموریت حسن قربانی ازدوستان نزدیکش درارتفاعات حصون به شهادت رسید .خبرشهادت حسن درارتفاعات دالانه به الیاس رسید .این خبرتاثیر عمیقی دروجود اوگذلشت .وتصمیم گرفت برای زدن ضربات شدید تر به دشمن به تنهایی جهت شناسایی وارد خاک دشمن شود واین جا بود که فرماندهان وی به استعدادذاتی اوبه عنوان یک نیروی اطللاعاتی پی بردند .

درنخستین برنامه شناسایی زمانی که به خاک دشمن نفوذ میکند مدت  چهارروزرادرخاک دشمن به سر میبرد ودرحالی که همرزمان اوازبازگشتش قطع امید کرده بودند پس ازچهارروز درحالی مراجعت میکند که ملبس به لباس کردی واطلاعات ذی قیمتی ازدشمن بوده  که با تکیه براین اطلاعات ضربات سختی به دشمن وارد میشود .پس ازاتمام دوره سربازی درخردادماه 62 به عضویت سپاه پاسداران درآمد تا بدینوسیله لیاقتها وشایستگیهای خودرادرلباس مقدس پاسداری بروزدهد .بلافاصله خودرابه مقر تیپ 44حضرت قمربنی هاشم رساند وخودرابه سردارمحسن نیله معرفی کرد.الیاس به دنبال گمشده نام آشنای خود میگشت اعجوبه دلاوری به نام شاهمرادی .مدتی ازحضورش درمنطقه نگذشته بود که نخستین عملیات شناسایی خودرادرجنوب  اجرا کرد وبارفتن به داخل مقرنیروهای عراقی وبه همراه آوردن کلاش دوقبضه روسی ویک رادیوی عراقی همگان راشگفت زده کرد .واین کاراومصادف شد با ورود سردار شاهمرادی به منطقه ..این نخستین لحظات تشکیل تیم سه نفری نیلی شاهمرادی وارجمند بود .درعملیات والفجر4 ازاوایل شهریور 62 نیروهای اطلاعات شناساییهای خودراآغازکردند.شناسایی قله های مارو –خلوزه وپنجوین دردستورکارفرماندهان بود واین فرصت خوبی برای سردارارجمند  بود که باتوجه به سابقه آشنایی قبلی به منطقه وآشنایی به زبان کردی درعالی ترین سطح کارخودرا انجام دهد وشخصا شناسایی ارتفاعات خلوزه را برعهده گیرد .اواخرشهریورنیروهای پیاده تیپ جهت انجام عملیات به منطقه وارد شدند ونهایتا درشامگاه 26مهرماه 62رزمندگان  با راهنمایی سردارارجمند ازمعابرموردنظرعبورداده شدندو با فرماندهی دلاورانه سردار سید کمال فاضل ورزم بی یادماندنی نیروهایی همچون سردارمصطفوی  حماسه قهرمانانه فتح ارتفاعات خلوزه را برای تیپ سرافراز 44 حضرت قمربنی هاشم رقم زدند.  و نتیجه این نبرد الحاق نیروهای دومحور با یکدیگر درمنطقه کانی مانگا وآزادسازی دره شیلر شد .وبزرگترین پیروزی منطقه غرب نصیب رزمندگان شد .به سبب لیاقتی که سردارارجمند دروالفجر4 ازخود نشان داده بود فرماندهان را برآن داشت تا اورا به ماموریت حساسی اعزام نمایند .سردارارجمند به همراه تخریبچی شانزده ساله ای به نام فریبرز خدابنده ودونفردیگر به سمت مریوان ومناطق برفگیر پنجوین حرکت کردند ودرلباس عشایر وارد منطقه شدند وزمستان سال 62 رادرسخت ترین شرایط جهت شناسایی منطقه سپری نمودند ومجددا به جبهه جنوب بازگشتند .سردارارجمند درعملیات خیبر دریکی ازعملیاتهای شناسایی به تنهایی وارد خاک دشمن میشود وپس ازدوشب درحالی به مقر بازمیگردکه یک درجه دارارتش عراق را نیز بعنوان اسیر باخود به همراه داشته .سه روزپس ازآن درتاریخ 3/12/62عملیات خیبر آغازشد که سردارارجمند دراین نبرد گردانی از نیروهای تیپ 44 را همراهی کرد .

عملیات بدر  :بهمن ماه سال 63تیپ سرافرز 44 تازه جزایرمجنون شمالی را تحویل گرفته بود واین مناطق را به سه بخش تقسیم نموده بود سهم سردارارجمند ازشناسایی  بخش میانی بود .سردارشاهمرادی برای این منظور سردارارجمند رابه مدت 15 روز جهت آموزش غواصی به عقب فرستاد .

پس ازاتمام آموزش وبازگشت به تنهایی  با لباس غواصی  درحالی که سواربر یک بلم ی بود که موتورآن بوسیله باطری حرکت میکردبه سمت منطقه ای ناشناخته میرود فاصله بین دوخط حدود بیست کیلو متر بود .ازجزیره شمالی مجنون تاخشکی مقابل نهر رطه قریب هیجده کیلومتر هوردرسمت نیروهای خودی پوشیده ازنی وچولان بود که عراقی ها نیزارهای سمت خود را به شعاع دوکیلومتر بریده بودند  وسنگرهای کمین متعددی تعبیه کرده بودند .تا کوچکترین تحرکی ازچشم آنها دورنماند . وبا نزدیک شدن به خطوط دشمن وارد آبهای سرد ی میشود .که باوزش باد شدیدی همراه بوده  وخود را به خطوط دشمن میرساند .دوروزبعد مجددا به خاک دشمن نفوذ میکند اما اینبار به همراه مجید اسفندیاری وعلی شیر باقری ا.اینبار تا عمق بیشتری نفوذ میکنند وپل استراتژیک جویبر را نیز شناسایی میکنند .دردفعات بعد فرماندهان گردانهای پیاده رابرای توجیه وآشنایی نزدیک ازمنطقه به همراه خودمیبرد سرهنگ  پاسدار جمشید علی بابایی ومحمد ثانی ازجمله  کسانی بودند که به همراه سردارارجمند تازیر سنگرهای دشمن  رفتند وبازگشتند ..تااینکه درتاریخ 19/12/63نیروهای تیپ 44 آماده حمله شدنددراین عملیات  الیاس فرماندهی چهل نفره غواصانی را برعهده داشت که قراربود قبل ازرزمندگان خط دشمن را بشکنند .. اینان دست چینی از جوانانی بودند که هریک به تنهایی اعجوبه هایی درمیدان نبرد بودند .

وقت است تا بارسفر برباره بندیم

دل برعبورازسدخارو خاره بندیم

وقت است تادرسردسیر جان فسرده

آتش بیفروزیم وامشب گرم گردیم

شب گیرما درجنگ خیبر یاد بادا

روح خدا ازجنگ امشب شاد بادا

پس ازرسیدن غواصان به نزدیکی خط . پس ازشروع درگیری نیروهای سردارمهدی باکری (لشکر31عاشورا) درسمت چپ  تیپ 44وغفلت نیروهای دشمن به سمت آنها .  حمله برق آسای غواصان برسر دشمن آغازمیشود وپس ازپاک سازی سنگرها سردار ارجمند با شلیک گلوله های سبز رنگ رسام مجوز  حرکت قایقها را صادرمیکند.ازسیل بند تا رودخانه دجله وپل جویبر حدود 12کیلومترفاصله بود .جاده العماره –بصره آن طرف رودخانه دجله قرارداشت .نیروها ازراه رسیده  وبه پیشروی ادامه دادند ومقاومت سرسختانه دشمن رادرهم شکستند .سردارایرج آقابزرگی به همراه نیروهای تحت امرش دومقر ازدشمن را دردرهم شکستند .وگروهی ازرزمندگان حماسه انفجارپل جویبر را خلق کردند  باروشن شدن هوا سردارارجمند به همراه محمد ثانی ومحسن نیلی مشغول شکارتانک شدند .الیاس بدون ذره ای ترس تمام قد می ایستاد وشلیک میکرد ودرجواب محمد ثانی که به اومیگفت تورا میزنند میگفت :وجعلنا را بخوان ونترس .من باید ایستاده نشانه گیری کنم ودلچسب شلیک کنم تا دلم راضی باشد .دراین زمان تک تیراندازعراقی ماشه آرپی جی وانگشت سردارارجمند را نشانه میگیرند ومورد اصابت قرارمیدهد که انگشت اوقطع میشود . پاییز 64 کاربچه های اطلاعات دوباره شروع شد .سردارارجمند ازسرهنگ کیانی درخواست نیروکرد وسرهنگ کیانی دست چینی ازبهترین نیروها رادراختیاراوگذاشت .عده ای ازدیده بانان اوازروی دکل های شصت متری بوسیله دوربینهای قوی عمق خاک دشمن را شناسایی میکردند آنها شبانه به همرا ه  مایحتاج خودبالامیرفتند وشبانه هم بازمیگشتندودرطول روزتحرکات نیروهای دشمن درمنطقه فاو خورعبدالله وبوبیان رازیرنظرداشتند . .حتی نیروهای خودی هم ازوجودآنها اطلاع نداشتند .غلامرضا یکی ازدیده بانانی بود که روی یکی ازهمین دکلها به شهادت رسید .روز موعود نزدیک بود وتیپ حضرت قمربنی هاشم (ع) دراین برهه از  زمان بهترین فرماندهان خود را دراختیارداشت دلاورانی  همچون محمد علی شاهمرادی - رضارحمانی –سیدکمال فاضل- جمشید علیبابایی –غلامرضا کاووسی ––همایون امیرخانی –اسماعیل اسکندری -ایرج آقابزرگی- محمد کیانی –حسین شیرزاد- و.....

قبل ازآغازعملیات سردارارجمند ازواحد تبلیغات خواست ترتیبی بدهند تا صدای یارانش درواحد اطلاعات ضبط شود تایادگاری ازااین روزهاباشد یارانی همچون نعمت الله جعفری-رمضان خدادادی –محمودباقری وسعیدی  اززرین شهر   .فتح الله جعفری-نورعلی احمدی از لردگان محمد آقاباباییان  -امیرعلی بهادر –زارع پورا زبروجن ومصطفی واجدی –کاظمی و....

.تااینکه درتاریخ 20/11/64بارمزمبارک یافاطمه زهرا (س) عملیات بزرگ والفجر8 آغازشد .وشکست تاریخی حزب بعث رقم خورد دشمن زخم خورده  بلافاصله دست به پاتکهای سنگینی زد رزمندگان تیپ سرافراز 44قهرمانانه دربرابراین پاتکها ایستادگی کردند .ودراین میان ایستادگی سرداردلاوررضارحمانی ونیروهایش که حماسه جاودان دیگری را برای تیپ 44حضرت قمربنی هاشم (ع) رقم زدند ستودنی بود .درغروب روز23بهمن ماه درزمانی که تانکهای دشمن پیشروی خود رابه سمت رزمندگان آغازکردند سردارارجمند بایک موتورسیکلت درحالی که یک قبضه آرپی جی به همراه داشت خودرابه خاکریزنیروهای خودی رساند ودودستگاه ازتانکهای دشمن رامورد اصابت قرارداد.دراین زمان گلوله خمپاره ای  درکناراو منفجرشد وترکش آن به سمت چپ سر سردارارجمند اصابت کرد .واین دلاور دشت فلارد اینگونه برات آزادی خود را ازدست سید الشهدا حسین ابن علی (ع)دریافت کرد وروح بلندش به ملکوت اعلی پیوست .