جبهه میداند به هنگام نبرد                  بارها گردان یازهرا چه کرد

سردارفضایل

سردار رشید سپاه اسلام شهید سیدکمال فاضل دهکردی

 فرمانده گردان یا زهرا (س)

 

درسوم تیرماه 1342درشهرکرددرخانواده ای متدین ازسلاله اهل بیت کودکی  چشم به جهان گشود که نامش را کمال گذاشتند .با شروع دوران تحصیل عشق وعلاقه اش به معارف دینی بیشترشد .به خاندان عصمت وطهارت (ع)خاصه مادربزرگوارش صدیقه طاهره حضرت زهرا (س)عشق میورزید .


باآغازانقلاب اسلامی فعالانه درمراسمات سیاسی ومذهبی شرکت میکرد ودرراه مبارزه باطاغوت ازخود شجاعتهای بی نظیری نشان داد.پس ازپیروزی انقلاب اسلامی به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد .ودرکنار مسوولیتهای خود درانجمن اسلامی هنرستان فنی شهرکرددرراه ارتقافرهنگی هنرجویان فعالیت میکرد .تشکیل پایگاه مقاومت شهید ترکی درمسجد صاحب الزمان شهرکرد از یادگارهای اوست ودرکنارهمه این فعالیتها دررشته های ورزشی کوهنوردی وباستانی فعالیت داشت سیره عملی ایشان درارتفاعات کوهستان وگود  زورخانه الگویی برای دوستانش بود .با آغازجنگ به همراه سه تن ازبرادران خود به نیت جهاد فی سبیل الله ولبیک به امام خمینی به مناطق عملیاتی رهسپارشدند .درعملیات محرم بواسطه شجاعت ولیاقتی که ازخود نشان داد بعنوان فرماندهی گروهان انتخاب شد ودرهمین عملیات بودکه به شدت مجروح گردید .به طوری که پزشکان معالج ازبهبودی اوناامید شدند اما ازآنجایی که تقدیر خداوند برزنده ماندن ایشان بود بصورت معجزه آساییی نجات پیدا کرد .شرح این معجزه را تنها پس ازشهادتش سردار شهید ایرج آقابزرگی اززبان او چنین نقل میکند :(درعملیات محرم که به شدت مجروح شده بودم مرا به بیمارستانی درپشت جبهه انتقال دادند چند روزی که گذشت حالم بهترشد دلم به شدت هوای جبهه کرده بود اجازه مرخصی خواستم اما پزشک معالجم چنین اجازه ای نمیداد شب جمعه ای بودبا قلبی مالامال ازاندوه وبغض الود به خواب رفتم درعالم خواب بانوی مجلله ای رادیدم که به سوی من می آید باورم نمیشد به نظرم آمد که بی بی دوعالم حضرت زهرا (س )را زیارت میکنم جذبه معنوی اش آنچنان بودکه من  با سنگینی خاصی لفظ مادررابرزبانم جاری کردم  .ودرجواب شنیدم که فرمودند من مادرت خواهم بود به شرطی که جهاد درراه خدا را هیچگاه ترک نکنی خواستم کلمه ای بگویم که آن بزرگوارازنظرم ناپدید شد .)

این رویدادمعنوی باعث تحول عظیمی دروجودش میشود .پس ازبهبود ی بلافاصله به جبهه بازمیگردد.ودرعملیات والفجرمقدماتی شرکت میکند .دراین عملیات نیز مجروح میگردد.درعملیات والفجر 4حماسه جاودانه ای خلق میکند دراین عملیات مواضع حساسی ازدشمن را به همراه 15 نفرازیاران باوفایش بدون داشتن آب وغذا ومهمات کافی وبه قول خودش تنها با استعانت ازامام زمان (عج)پس ازیک نبرد سنگین فتح میکند که باعث تشویق ازسوی فرماندهان ارشد سپاه به ویژه سردارسید رحیم صفوی می شود.پس ازآن بعنوان فرمانده گردان منصوب میشود درعملیات خیبربعنوان فرمانده گردان علی اکبر(ع)عهده دارمسوولیت میشود وبا توجه به ارادت خالصانه اش به حضرت زهرا (س)نام گردان تحت امرش را به گردان خط شکن یا زهرا (س)مزین میکند .درهمین ایام جهت انجام سنت نبوی ازدواج چند روزی رابه زادگاهش بازمیگردد .وپس اززمان کوتاهی مجددابه جبهه بازمیگردد.درعملیات بدربه همراه برادران خودبعنوان خط شکن شرکت میکند دراین عملات یکی ازبرادرانش به نام سید احمد به درجه رفیع شهادت نایل میگرددوبرادردیگرش نیز مجروح میشود .

پس ازآن به اصرارسردارزاهدی فرمانده وقت تیپ 44حضرت قمربنی هاشم (ع)جهت زیارت بیت الله الحرام به آن ارض اقدس مشرف میشود بلافاصله پس ازمراجعت ازمکه مکرمه عازم مناطق عملیاتی میشود به طوری که مراسم دید وبازدید ایشان درجبهه صورت میگیرد .سرداردلاورتیپ قمربنی  هاشم(ع) شهید شاهمرادی به شوخی به اومیگفته که من درتعجبم که حاج کمال چگونه توانست طاقت بیاورد ویک ماه دورازجبهه درمکه بماند .پس ازان سفرروحانی حاج کمال بی تاب شهادت میشود ودردعاهای نمازشبش که زبانزد دوستان وهمرزمانش بود همواره تنها دعایش روزی شادت میشود  .تا اینکه سرانجام درتاریخ 23بهمن ماه 1364 درعملیت پیروزمندانه والفجر8ومقارن با دهه فاطمیه بااصابت ترکش به پیشانی وپهلو جام باقی ازدست ساقی کوثر نوشید وبه دیدارمعبود میشتابد .

 

حسن سمیع ازرزمندگان گردان یازهرا (س )چنین نقل میکند که :

درعملیات والفجر 4که درمهرماه 1362 درارتفاعات استراتژیک منطقه پنجوین عراق صورت گرفت توفیق حضورداشتم .دراین عملیات سردارفاضل فرماندهی گروهان شهید بهشتی ازگردان سلمان را برعهده داشت .ماموریت ما تسخیر ارتفاعاتی بنام خلوزه یک بود وبرای رسیدن به آن نقطه میبایست مسافت بسیارطولانی را راهپیمایی میکردیم  پس ازعبورازچندین میدان مین حوالی ساعت 5 صبح بود که به دامنه ارتفاعاتی که قراربود عملیات درآنجا آغازشود رسیدیم .این نقطه مرتفع ترین نقطه منطقه بود ودشمن با تجهیزات کامل برروی آن مستقرشده بود .هوا کمی روشن شده بود ودرمقبل ما میدان مین بسیاروسیعی قرارداشت گردان متوقف شد تا معبری جهت عبورنیروها بازشود .آخرین قسمتهای معبر درحال بازشدن بود که دشمن متوجه حضورماشدوتیربارهای دشمن به سمت ما شروع به تیراندازی کردند . فرمانده گردان دستور حمله را صادرکرد  رزمندگان درحالی که سردارفاضل درپیشاپیش آنها حرکت میکرد با فریاد الله اکبر به سمت دشمن یورش بردند .سنگرهای دشمن یکی پس ازدیگری فتح میشد ودریک نبرد بسیارسنگین وتن به تن  که با ریخته شدن خون رزمنگان زیادی همراه بود نقطه مورد نظر فتح شد .درخلال این نبرد سردار فاضل ازناحیه سروصورت به شدت زخمی شد .دشمن که قله را ازدست رفته میدید با استفاده ازتوپخانه شروع به گلوله باران منطقه کرد .سردارفاضل منتظر دستورجدید بود .حوالی ظهر ستونی ازنیروهای دشمن ازطریق کانالی مخفی خود رابه مارساندند ونخستین پاتک آنها آغازشد ودرنبردی تن به تن وشدید  با دادن تلفات زیادپاتک  دشمن خنثی شد .وآنها مجبور به فرارشدند .حوالی ساعت 3بعدازظهر دشمن پاتک دیگری را آغازکرد که با پشتیبانی توپخانه همراه بود ازشدت انفجارها ودود حاصل ازآنها دید ما محدود شده بود ودشمن مارادورزده بود وقصد داشت ازچند جهت درخط مانفوذ کند . حاج کمال ازشدت زخم به خود میپیچید امابااین حال باروحییه ای عالی به نیروها قوت قلب میداد.ازیک گردان تنها بیست وپنج نفررزمنده باقی مانده بود .که برای حفظ قله جانانه مقاومت میکردند .ودشمن باتمام قوا آمده بود به این امید که مواضع ازدست رفته رابازپس گیرد .با لطف خدا وهوشیاری سرداردلاور حاج کمال متوجه شدیم قصد اصلی دشمن نفوذ ازپشت سر است .پس به همراه چندرزمنده درسمتی که دشمن قصد نفوذ ازآن راداشت مستقرشدیم وبا پرتاب چند نارنجک به آن نقطه وبلندشدن فریاد دشمن .متوجه حضورآنها شدیم ودراین موقع بود که آتش رزمندگان اسلام برسرآنان باریدن گرفت وعده زیادی ازآنهارابه درک واصل کرد .اما بازهم درشرایط بسیار خطرناکی قرارداشتیم بدلیل کمبود نیرو سرارفاضل بوسیله بیسیم درخواست نیروی کمکی کرد.فرمانده گردان اعلام میکرد قله راترک کنید وبه پایین برگردید .اما حاج کمال درجواب گفت :خون سرخ یارانم قله رارنگین کرده وما حاضرنیستیم قله راترک کنیم .دشمن دست بردارنبودواززمین وهوا برسرماآتش میریخت بیش ازپانزده نفر ازرزمندگان باقی نمانده بودند .ومهمات هم روبه اتمام بود.تعدادی سنگرمهمات درجلوی قله وبافاصله اندکی تادشمن وجودداشت .عده ای ازرزمندگان درزیرآتش شدید دشمن بصورت سینه خیز وارد آنها شدند ومقداری ازآنهارا بیرون آوردند .یکی دوسنگرمهمات هم منفجرشد امابه کسی آسیب نرسید.خورشید درحال غروب بود وبچه های باقیمانده  خسته وزخمی جانانه مقاومت میکردند وتنها چیزی که موجب تقویت روحیه مامیشد وجود نازنین حاج کمال بود .باتاریک شدن هوا بچه ها با فاصله زیادی ازهم  دونفر دونفر اطراف را پوشش میدادند.تمام شب با سرکشی حاج کمال به نگهبانان ودادن روحیه ونوید رسیدن نیروهای کمکی به آنها سپری شد آن شب با آنکه نیروهای زخم خورده  دشمن درچندقدمی ما مستقربودند خداوند آنهارا کور و زمین گیر کرده بود گویا درآن شب سرنوشت سازوجود نازنین آقا امام زمان بود که ازبچه ها محافظت میکرد .

پیام فرماندهی وقت سپاه سرلشکرمحسن رضایی خطاب به سردارشهید سید کمال فاضل قبل از شهادت

برادرفاضل فرمانده محترم گردان یازهرا(س)

السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته

سپاه بازوی اسلام است وباید درقلب ملت مسلمان جای داشته باشد .فرماندهان سپاه اسلام نیز باید درقلوب فرمانبران (پاسداران وبسیجیان )جایگاهی بس عظیم داشته باشند همان گونه که رابطه امام وامت نیز چنین است .امام عصر(عج)ونایب بزرگوارش امام امت بهترین وبزرگترین گواه براین مدعاهستند .همه رهروان راه امام به ایشان عشق میورزند .همانگونه که قلب امام به یاد امت میتپد .حال که این چنین است برادران عزیزوارجمند راهیان طریق حسینی بکوشید تاهرچه بیشتربه این منزلت بزرگ دست یابید .برشماست که برهمه همرزمان تحت مسوولیت خود برادرواربامحبت وتواضع برادرانه رفتارکنید .کاروتلاش زیادشما راازبرادرانتان جدانکند.قدرت مابرخواسته ازارتباطمان باخداوپیوندمان بایکدیگراست .همواره سعی کنید مشکلات برادرانتان راشما تحمل کنید .هرچه درشرایط سخت مصایب برادرتان رامشتاقانه پذیراشوید .وباایثاروازخودگذشتگی به استقبال سختیهای اوبشتابید هرچه درتشنگی مفرط وطاقت فرسا خود آب ننوشید وبه برادرتان تقدیم کنید مشکلات برایمان آسانترمیشود .واطمینان به قوت اسلام درمافزونی می یابد مااگربمب افکن نداریم اگرتوپخانه نداریم .اگراتش نداریم اماخداداریم .وبعدازخدا اخوت اسلامی .مگرنه این است که درفرهنگ پیشوایان معصوم ما هرکس کاربرادرمومنش راکه به اومحول شده بادلسوزی انجام ندهد به خداورسول خداخیانت کرده است پس بشتابید تابیش ازپیش به سلاح معنوی ارتباط باخداوپیوند بابرادرانتان مسلح شوید .امروزکه پیام الهی وحیات بخش حضرت امام روحی فدا(ره)باردیگرازنقش عظیم سپاه درانقلاب اسلامی حکایت دارد .دیگرچه تردید وابهامی ازآینده داریم .که به فلاح وفوزعظیم بسیارنزدیک شده ایم وانشاالله بااستعانت ازمحضر حق وبالطف وعنایت روبه سوی سعادت واقعی جهت گرفته ایم .برادران عزیز برای جبهه هادعا کنید باخلوص کامل دردل شب خلوت کنید .خدارابه رازونیازبنشینید وباسوزوگدازبا اودرددل کنید .بافریادهای یارب یا رب خود خودراشستشودهید وازاوبخواهید که پروردگارامتنبه شدیم نصرتت رابرما فروفرست .که خودفرمودی :وکان حقا علینا نصر المومنین .بارالهامارایاری کن تاهم ایمانمان قوت گیرد وهم محبت تو درقلوبمان فزونی یابد خدایا مابرای وصول به یقین ونجات محرومین ومستضعفین به نصرت تونیازمندیم .مامطمینیم که هیچ قدرتی جزتونیست وفقط تورا منجی خود وسایرانسانهای مظلوم میدانیم وبس .خدایا ماراببخش ومورد عنایت خاص خودت قرارده .برادرتان محسن رضایی

12/10/63