شهید حسینعلی ترکی هرچگانی

بالاجبار جهت کمک به تامین معاش خانواده درحالی که نوجوانی بیش نبود به خرمشهر رفت تادرآنجا به کارگری مشغول گردد.سال 47 برای گذراندن دوره سربازی خودرا به ارتش معرفی کرد وازهمان بدو ورود برای خدمت درگارد جاویدان شاهنشاهی انتخاب شد .سربازان گارد شاهنشاهی ازمیان برجسته ترین سربازان انتخاب میشدند .این دوران برای حسینعلی فرصتی  شد تاازنزدیک با فاصله طبقاتی دربارومردم عادی آشنا شود ودیدگاه اورا نسبت به  ماهیت اصلی حکومت پهلوی روشن گردد .اما ازطرفی همین دوران فرصتی رانیزدراختیاراوقراردادتا دوره های تکاوری راسپری نماید .پس ازدوران سربازی ازدواج نمود ودرسازمان برنامه وبودجه تهران استخدام شد .مدت سه سال را درآن سازمان خدمت کرد اما بواسطه فساداداری شدید که باروحیه پاک وزلال او درتناقض بود مجبوربه استعفا شد . خود میگوید درآن دوران احساس میکردم خدمت من خدمت به خلق نیست بلکه خدمت به عده ای ازخدابی خبراست .پس عطای آنرا به لقایش بخشیدم .پس ازبازگشت به زادگاهش باخرید یک دستگاه می نی بوس وبعدازمدتی یک اتوبوس مشغول کارشد مدتی سرویس کارگران ذوب آهن رابرعهده گرفت .حدود بیست سال اززمانی که حسینعلی مجبوربود مسافت زادگاه خود تاروستای نافچ طی کند میگذشت اما هنوز محصلین روستا ازداشتن مدرسه محروم بودند .حسینعلی دست به کارشد وباکمک عده ای ازاهالی خیر روستا ساختن مدرسه راهنماییرا آغازکرد .اما عده ای ازعوامل وابسته به طاغوت درکاراوسنگ اندازی میکردند .کاربه جایی رسید که باتوطیه چینی اورابه زندان انداختند .پس ازآزادی با انگیزه ای قوی ترواین باربافروش اتوبوس خود وحتی وسایل منزلش ساخت مدرسه رابه پایان رساند وآنرا افتتاح کرد .بااوج گیری قیام مردمی درسال 56 اوباکانونهای مبارزه دراصفهان ارتباط برقرارکرد ودرمنطقه نیز به روشنگری پرداخت .پس ازپیروزی انقلاب ابتدا به عضویت شورای اسلامی هرچگان درآمد وبدنبال آن به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد .وبرای خدمت به مردم محروم منطقه بازفت به آنجا اعزام شد حسینعلی دردهه سوم زندگی خود بود که  جنگ آغازشد .

تنها هفت روزازآغازجنگ میگذشت که فرماندهی نخستین گروه اعزامی ازشهرکردبه اهواز  رابرعهده گرفت .گروهی متشکل ازسیزده نفر که سرهنگ محمد کیانی –شهید حجت الله نادری بنی وشهید اسدالله کیانی هرچگانی نیزدربین آنها بودند .مدت یکسال رادرجبهه شوش بعنوان فرماندهی این محور خدمت نمود وپس ازآن به شهرکرد بازگشت تا فرماندهی عملیاتی سپاه رادراستان دردست گیرد .درپشت جبهه نیز دست ازتلاش برنمیداشت وهمزمان به گویندگی سپاه دررادیو مشغول بود .سردارحسینعلی ترکی درمدت حضورش درمیادین نبرد سه بارمجروح شد . نوبت سوم ترکشی درسینه اش جای گرفت که خارج نمودن آن ممکن نشد اوبا تنی زخمی به جبهه ها بازگشت واین درحالی بود که تنها پسرش روح الله ازبیماری سخت ولاعلا جی رنج میبرد  اوپسرش را به پدرومادرش می سپاردوراهی جنگ میشود وسه روزبعد ازآن روح الله ازدنیا میرود وسردارترکی ازاین امتحان الهی سربلند بیرون میآید تااینکه این سرداردلاور درتاریخ چهارم بهمن ماه هزاروسیصدوشصت براثر ترکش خمپاره به دیدارمعبود میشتابد .ازاین شهید بزرگوارسه فرزند دختربه یادگارمانده است ."

 

/ 2 نظر / 97 بازدید
م

با سلام افتخار میکنم همشهری شهید ترکی هستم یادش همیشه زنده باد

ترکی

ای کاش کمی از شهدا درس بگیریم. وکمتر دنبال خواسته های دنیوی ومادیات باشیم!!!!! مخصوصا کسانی که دم از رفاقت با شهدا میزنن!!!